خواجه عبدالله انصاری : معرفت نفس ( شناخت خود)


خواجه عبدالله انصاری : معرفت نفس ( شناخت خود)

اگر تو خود را بشناختی، از شادی و نشاط بگداختی. اگر محبت خود را دریافتی از هردو عالم بپرداختی که آنجا که شناخت است نه عرش است و نه کرسی. سخن را جمله گفتیم دیگر چه پرسی؟

پس ای طالب! رنج در شناخت بر که هر که دنیا را بشناخت، دشمنش بگرفت و هر که نفس را بشناخت، در اوایل وی را در مجاهده کشید و هر که جاه خلق بشناخت، آن را بر خاک انداخت.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

جایگاه معرفت نفس در ارتقای نویسندگی


جایگاه معرفت نفس در ارتقای نویسندگی

 یوسفعلی میرشکاک : نویسنده از روی مدلی که خودش است، دست به خلق آثار می‌زند؛

من سال‌ها پیش در تعریف نویسندگی گفتم شاعر تشبه به انبیا می‌کند که از پیامبر اسلام نیز داریم که شاعران شاگردان خدا هستند و نویسنده نیز تشبه به الله می‌کند.

نویسنده از روی مدلی که خودش است، دست به خلق آثار می‌زند؛ یادمان نرود سخن حضرت علی را که گفت انسان یک موجود کوچک نیست و تمام جهان بزرگ در وی پیچیده شده و انسان طومار همه هستی است و منظور از عالم صغیر که در حکمت نیز هست، همین مسئله است.

هر کس میزان معرفتش از نفسش بیشتر باشد، در ایجاد کاراکترها و شخصیت‌هایی که می‌خواهد بنویسد، موفق‌تر عمل خواهد کرد. خیلی‌ها فکر می‌کنند که چه نوع آدمی را انتخاب کنند و در کدام قسمت داستان قرار دهند که در رمان پست مدرن یا بهتر بگویم رمان مدرن، این زحمت از گردن نویسنده برداشته شده است.

جایگاه کاراکتر، کلنجاری که کاراکتر با خود دارد و بازتاب جهان بیرون در درون کاراکتر مسئله ای مهم‌تر از دزد، پلیس یا کارمند بانک بودن کاراکتر است.

منبع : http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13911216000566

 

 

كيفيت فكر و طريق معرفت نفس‏ - میرزا جواد ملکی تبریزی ( رضوان الله تعالی علیه )


كيفيت فكر و طريق معرفت نفس‏

[اى طالب معرفت نفس!] كيفيت فكر جز اين نيست كه فكر كننده، گاهى در تجزيه نفسش فكر كند و گاهى در تجزيه عالم؛ تا آنكه براى او محقق شود كه آنچه از عالم مى‏داند، نيست مگر نفس خودش و عالم خودش، نه عالم خارجى. و محقق شود كه اين عوالمى كه براى او معلوم شده، همگى مرتبه‏اى از نفس خود اوست، تا آنكه خود را براى خود بيابد كه چيست؟ سپس بايد از دل خود هر چه صورت و خيال است نفى كند و فكرش فقط در عدم باشد تا آنكه حقيقت نفسش براى او منكشف گردد؛ يعنى عالم از پيش روى او برداشته شود و حقيقت نفس او بدون صورت و ماده براى او ظهور كند و اين اول مرتبه معرفت نفس است‏ و شايد به همين اشاره شده باشد در تفسير آيه شريفه افمن شرح صدره للاسلام فهو على نور من ربه، كه تفسيرش از حضرت [رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم)] سؤال شد، فرمود: نور يقذفه الله فى قلبه فيشرح صدره؛ (نورى است كه خداوند بر دل او مى‏افكند،) پس سينه‏اش گشاده مى‏گردد). قيل هل لذلك من علامه؟ (عرض شد آيا نشانه‏اى براى اين مى‏باشد؟) علامته التجافى عن دارالغرور و الانابه الى دارالخلود و الاستعداد للموت قبل حلول الفوت؛ (نشانه‏اش آن است كه از اين سراى فريب، پهلو تهى مى‏كند و به سراى جاويدان باز مى‏گردد و پيش از فرا رسيدن مرگ، آمادگى براى مرگ پيدا مى‏كند.

و شايد عامه مردم معناى تجافى را به جز زهد در شهوتهاى دنيا ندانند و براى تجافى حقيقى معناى واقعى‏اش را تصور نكنند كه آن عبارت است از اينكه پرده فريبى كه در اين دنيا براى اهل دنيا مى‏باشد و نيم گذارد اشياء را به آنگونه كه هست ببيند، از جلوى چشم برداشته شود، چنانكه عامه كسانى كه پس از معرفت نفس به اين مرتبه از معرفت نرسيده‏اند چنين هستند

منبع : باده گلگون (چهار صد و چهل كلمه در سلوك الى الله) ، برگرفته از آثار آية الله حاج ميرزا جواد آقا ملكي تبريزى(ره).

معرفت نفس‏ راه اهل معرفت شدن - میرزا جواد ملکی تبریزی ( رضوان الله تعالی علیه )

معرفت نفس‏

برادر من! اگر همت‏دارى كه از اهل معرفت شوى و انسان بشوى؛ بشر روحانى باشى؛ سهيم و شريك ملائكه باشى و رفيق انبياء و اولياء (عليه السلام) بوده باشى‏ كمر همت به ميان زده و از راه شريعت‏؛ بيا و مقدارى از صفات حيوانات را از خود دور كن و متخلق به اخلاق روحانيين باش، راضى به مقام حيوانات‏ و قانع به مرتبه جمادات نشو؛ حركتى از اين آب و گل به سوى وطن اصلى خود كه از عوالم عليين و محل مقربين است بكن، بلكه نفس خود را بشناسى و بالكشف‏و العيان‏ به حقيقت اين امر بزرگ نايل باشى كه شناختن آن، راه شناختن خداوند جل جلاله است؛ چنانچه در روايت است كه: من عرف نفسه فقد عرف ربه؛ (هر كس كه نفس خودش را بشناسد به تحقيق كه پروردگارش را شناخته است). اگر چه بعضى‏ها معناى اين روايت [را ]حمل بر تعليق به محال كرده‏اند، بدان معنى كه همان طور كه معرفت نفس محال است، معرفت پروردگار نيز محال است؛ غافل از آن كه همين معنا در اخبار ديگر به طور صراحت در معنى اول رسيده است و بر معناى دوم يعنى: تعليق بر محال، قابل حمل نيست، چنانچه در مصباح الشريعه وارد است كه سؤال كردند: مقصود از علمى كه فرموده‏اند آن را طلب كنيد، اگر چه در چين باشد، كدام علم است؟. فرمودند: مرداد معرفت نفس است كه در او معرفت رب است و همچنين در خبر است كه سؤال كردند از حضرت رسول (صلى الله عليه و آله و سلم): كيف الطريق الى معرفه الرب؟؛ (چه راهى براى شناخت پروردگار هست؟) فرمودند: معرفه النفس؛ (راهش شناختن نفس است).

منبع : باده گلگون (چهار صد و چهل كلمه در سلوك الى الله) ، برگرفته از آثار آية الله حاج ميرزا جواد آقا ملكي تبريزى(ره)

معرفت نفس در کلام میرزاجوادآقا ملکی تبریزی رضوان الله تعالی علیه


میرزاجوادآقا ملکی تبریزی رضوان الله تعالی علیه :

طريق‌ مطلوب‌ را براي‌ اين‌ راه‌، معرفت‌ نفس‌ گفتند. چون‌ نفس‌ انساني‌ تا از عالم‌ مثال‌ خود نگذشته‌، به‌ عالم‌ عقلي‌ نخواهد رسيد. و تا به‌ عالم‌ عقلي‌ نرسيده‌ جقيقت‌ معرفت‌ حاصل‌ نبوده‌؛ و به‌ مطلوب‌ نخواهد رسيد.

(قطعه‌اي‌ از نامه‌ي‌ آية‌ الحقّ عارف‌ كامل‌: آية‌ الله‌ آقاي‌ حاج‌ ميرزا جواد آقا قدّس‌ الله‌ سرّه‌ الشريف ، به‌ مرحوم‌ آية‌ الله‌ حاج‌ شيخ‌ محمّد حسين‌ إصفهاني‌ رضوان الله تعالی علیه )

منبع : توحید علمی و عینی ، علامه سيد محمد حسين حسينی تهرانی

http://books.yasinmedia.com/books/www.maarefislam.com/doreholomvamaarefislam/bookscontent/towhidelmivaeyni/towhideelmieeyni1.htm#_Toc70057203

 

بدون معرفت نفس معرفت حق تعالى ممكن نيست - حاج سید حسین یعقوبی قائنی

چند سال بعد در ايران يك بار كه خدمت آقاى انصارى - رضوان اللّه‏ عليه - بودم ايشان مجددا به حقير توصيه فرمود كه در معرفت نفس فكر كنم. حقير با اينكه از بيان حال خود اكراه داشتم، چون ايشان بر اين امر اصرار كردند لازم ديدم حال خود را عرضه كنم؛ لذا گفتم: بنده مدعى معرفت حق هستم شما مى ‏فرماييد در معرفت نفس فكر كنم؟! ايشان فرمود: بدون معرفت نفس معرفت حق تعالى ممكن نيست. و روى اين معنا خيلى تأكيد فرمود. و منظورشان اين بود كه چون بنده معرفت نفس پيدا نكرده ‏ام مطمئنا معرفت حق نيز نيافته ‏ام.

بقیه در ادامه ی مطلب

ادامه نوشته

معرفت نفس باب توحيد حقيقى - حاج سید حسین یعقوبی قائنی


بايد دانست كه رسيدن به وحدت نفس غير از معرفت نفس است كه حضرت امير عليه السلام آن را منتهاى هر علمى شمرده و در باره‏ ى آن فرموده‏ اند: « من عرف نفسه فقد عرف ربه »؛ زيرا معرفت نفس در واقع باب توحيد حقيقى و باب معرفت حق مى‏ باشد.


Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA عارف عظيم الشأن جناب آقاى قاضى قدس سره مى‏ فرمود: كسى كه معرفت نفس پيدا نكند هيچ چيز ندارد. استاد بزرگوار آقاى انصارى قدس سره هم روى اين مطلب بسيار تأكيد مى‏ كردند و در آن زمان كه از ايشان تبعيت مى‏ كردم پيوسته به من مى‏ فرمودند كه در معرفت نفس فكر كنم.

معرفی چند کتاب ارزشمند و سخنرانی گرانقدر و لینک دانلود آن ها در باب معرفت نفس -1-

با تشکر از تمامی عزیزانی که برای قرار گرفتن این مجموعه ها بر روی فضای مجازی تلاش کردند.

سایت گروه فرهنگی المیزان -  استاد اصغر طاهرزاده      http://almizan.lobolmizan.ir/

سایت حقیقی - استاد کریم محمود حقیقی   http://www.haghighi.ir/

سایت ازها - انجمن زینت هفت آسمان -آثار علامه حسن زاده آملی و استاد صمدی آملی http://www.azha.ir/

ادامه نوشته

رابطه معرفت نفس با معرفة‏الله

استاد کریم محمود حقیقی : با نگاهى به نفس خويش و ويژگى‏هاى آن شناخت حق تعالى بر او آسان گردد

به همه پیشنهاد می دهم این کتاب را که لینک دانلودش را در چند پست قبل تر قرار دادیم حتما دانلود و مطالعه کنند که سرشار از مطالب عالب و راقی می باشد.

حقاً در این کتاب این بزرگوار ، که خود عالم عامل هستند، سنگ تمام گذاشتند.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA
ادامه نوشته

چه روابطى بين معرفت الله و معرفت نفس است؟

استاد کریم محمود حقیقی :

ضمنا چون نزديك ترين موجود مجرد به او نفس اوست و ذات حق تعالى فوق مجردهاست نمودارى از عالم مجردات را با خود همى يابد و سر نخى از معرفت رب الارباب در خود همى جويد ....

ادامه نوشته

دانلود جلد دوم کتاب تجلی در باب نعرفت نفس از استاد کریم محمود حقیقی

کتاب تجلی جلد دوم از استاد کریم محمود حیقی مباحث ارزشمندی در باب معرفت نفس و شهود نفس آدمی دارند.

لینک دانلود این کتاب

http://www.haghighi.ir/pdf/Tajalli_2(6).pdf

خود را به فقر بشناس

    يا ايها الناس انتم الفقراء الى اللّه‏ واللّه‏ هوالغنى الحميد.(فاطر، آيه 15)

معرفت نفس در کلام حکما - 1 -

معرفت نفس در کلام سقراط

فلاسفه قبل از سقراط موضوع فلسفه خود را عالَم برگزيده بودند، تا نوبت به سقراط رسيد، وى در ايام جوانى گذارش به معبد دولف افتاد. بر ديوار آنجا نوشته شده بود: «خود را بشناس» اين سخن تا بدانجا در دلش نشست كه آن را موضوع فلسفه خود قرار داد.

از جمله سخنان اوست: «بيهوده در شناختن موجودات خشك و بى‏روح رنج مبر بلكه خود را بشناس كه شناختن نفس انسان بالاتر از شناختن اسرار طبيعت است».

معرفت نفس  در کلام علامه حسن زاده ی آملی ( حفظه الله تعالی ) - 1 -

معرفت نفس

علامه حسن زاده آملی : آن که در خود فرو نرفته است و در مجاورت ملکوت سیر نکرده است و از دیار جبروت سر در نیاورده است ، سباحت و سیاحت را چه وزنی نهاده است.

منبع : تازیانه های سلوک جلد 1، استاد کریم محمود حقیقی ، ص 35