حرفِ زياد، مانع آرامش و حضور قلب - استاد اصغر طاهرزاده
حرفِ زياد، مانع آرامش و حضور قلب - استاد اصغر طاهرزاده
حرفِ زياد، قلب را پريشان ميكند و مانع آرامش و حضور قلب ميشود آن وقت ....
حرفِ زياد، مانع آرامش و حضور قلب - استاد اصغر طاهرزاده
حرفِ زياد، قلب را پريشان ميكند و مانع آرامش و حضور قلب ميشود آن وقت ....
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
FA
سكوت راه رؤيت حقيقت- استاد طاهرزاده
مطمئن باشيد اگر وارد عمل شديد، در اثر سکوت إنشاءالله راه رؤيت حقيقت حاصل ميشود. از اهميت صَمت يا سکوت همين بس که رسول خدا صلی الله علیه و آله ميفرمايند:
«إِذَا رَأَيْتُمُ الْمُؤْمِنَ صَمُوتاً وَقُوراً فَادْنُوا مِنْهُ فَإِنَّهُ يُلْقِي الْحِكْمَة»
هر گاه ديديد كه مؤمن خاموش و با وقار است بهاو نزديك شويد زيرا كه او كلمات حكمتآميز گويد.
منبع : فرزندم این چنین باید بود جلد 2 ص 252
سكوت يك مقام روحاني - استاد طاهرزاده
در عرفان، سكوت يك مقام روحاني است که موجب رفع حجاب قلب از آشفتگي ميشود. به عبارت ديگر در حالت سکوت ، روح از ارتباطات عاليه خود جدا نميشود.
منبع : فرزندم این چنین باید بود جلد 2 ص 252 Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA
روش کنترل وَهميات
پرحرفي انسان را به ياوهگويي ميکشاند
و
کم سخني و تفکر بصيرت به همراه دارد.
استاد اصغر طاهرزاده
امنيت قلبي نسبت به همديگر- استاد طاهرزاده
مرتاضان تبتّي گاهي در گروههاي بيست يا سي نفره در پشت سر هم حرکت ميکنند، بدون آن که در طول مسير يک نفر با صحبت خود مزاحم عالَم رفيقش شود، و چون از هم انتظار ندارند که با همديگر حرف بزنند در قلب و روان خود مشغول اين دغدغه نيستند که نکند رفيق ما ناراحت شود که من ....
جبران خليل جبران: «امّا در ميانه اين همراهي، اندکي جدايي بايد... دوست بداريد لکن عشق را به زنجير بدل نکنيد... از نان خود به هم ارزاني داريد، اما هر دو از يک قرص نان تناول نکنيد... امان دهيد هر يک در حريم خلوت خويش آسوده باشد و تنها... در کنار هم بايستيد، نه بسيار نزديک، که پايههاي حايل معبد، به جدايي استوارند.»
منبع اصلی : 800x600 کتاب پيامبر، جبران خليل جبران، ترجمه دکتر مهدي مقصودي، ص 23.
منبع من : منبع : فرزندم این چنین باید بود جلد 2 ص 474
دغدغهي اينکه ممکن است شما از سکوت من ناراحت شويد نميگذارد من پهلوي شما درست زندگي كنم.
منبع : فرزندم این چنین باید بود جلد 2 ص474
مرتاضان تبتّي گاهي در گروههاي بيست يا سي نفره در پشت سر هم حرکت ميکنند، بدون آن که در طول مسير يک نفر با صحبت خود مزاحم عالَم رفيقش شود،
منبع : فرزندم این چنین باید بود جلد 2 ص 474
..........
وقتي حرف ميزنيم تا لذت ببريم،
مقصد انسان آن نيست که حقيقتي را به طرف برساند،
بلکه مقصد او ارضاء نفس اماره است .
استاد اصغر طاهرزاده
/**/
«يَا بُنَيَّ إِيَّاكَ وَ كَثْرَةَ الضَّحِكِ فَإِنَّ كَثْرَةَ الضَّحِكِ تَتْرُكُ الْعَبْدَ حَقِيراً يَوْمَ الْقِيَامَةِ، يَا بُنَيَّ عَلَيْكَ بِطُولِ الصَّمْتِ إِلَّا مِنْ خَيْرٍ، فَإِنَّ النَّدَامَةَ عَلَى طُولِ الصَّمْتِ مَرَّةً وَاحِدَةً خَيْرٌ مِنَ النَّدَامَةِ عَلَى كَثْرَةِ الْكَلَامِ مَرَّاتٍ، يَا بُنَيَّ لَوْ أَنَّ الْكَلَامَ كَانَ مِنْ فِضَّةٍ يَنْبَغِي لِلصَّمْتِ أَنْ يَكُونَ مِنْ ذَهَبٍ»؛[1]
اى فرزند! از خنده زياد دورى كن زيرا خنده زياد روز قيامت، آدميان را كوچك مىكند. اى فرزند! همواره ساكت باش مگر در آنجائى كه خيرى باشد، پشيمانى براى سكوت يك بار بيشتر نيست ولى پشيمانى براى سخنِ زياد بسيار بيشتر مى باشد، اى فرزند! اگر سخن از نقره باشد سكوت از طلا خواهد بود.
مولوي در وصف خاموشي ميگويد:
خامشي بحر است و گفتن همچو جوي
بحر مي جويد تو را ، جو را مجوي
از اشارت هاي ساقي سر متاب
ختم كن والله اعلم بالصواب
حضرت در ادامه ميفرمايند:
«وَ لَا تَقُلْ مَا لَا تَعْلَمُ وَ إِنْ قَلَّ مَا تَعْلَمُ»؛
آنچه را كه نميداني نگو، و اگر آنچه ميداني كم و اندک است، باز مگو.
ما به همان اندازه که وظيفه داريم انسانها را از حقايق آگاه کنيم، وظيفه داريم آگاهيهاي ناقص به انسانها ندهيم و در مواقعي که دانايي ما در موضوعي ناقص است بايد سکوت کرد حتي اگر به جهت اينكه چيزي نميگوييم گمان كنند به کلي علم نداريم.
منبع : فرزندم این چنین باید بود جلد 2 ص 27
آیت الله کشمیری رحمه الله علیه :
هر مریض که می بینید متوجه خدا باشید. علاوه بر آن روزی نیم ساعت برای خودتان در شبانه روز ساکت باشید.
منبع : http://erfanekeshmiri.ir/pages/ghesar#8
بقیه در ادامه ی مطلب
بايد دانست كه رسيدن به وحدت نفس غير از معرفت نفس است كه حضرت امير عليه السلام آن را منتهاى هر علمى شمرده و در باره ى آن فرموده اند: « من عرف نفسه فقد عرف ربه »؛ زيرا معرفت نفس در واقع باب توحيد حقيقى و باب معرفت حق مى باشد.
صمت و سکوت نفسانی در بیان محی الدین ابن عربی
اما صمت در نفس ، صمت مرید از حدیث نفس است. پس مرید به چیزی که امید تحصیل آن را در پایان سلوک خویش از خدای تعالی دارد حدیث نفس نکند. زیرا حدیث نفس
نخست از من زبان بستد که طفل اندر نوآموزی
چو نایش بیزبان باید نه چون بربط زبان دانش
..........
زبان در کش ار عقل داری و هوش
چو سعدی سخن گوی ورنه خموش
خاموشی تجربه ای برای مرگ و عالم قبر
وای آنک در درون ، انسیش نیست
موجب صد گونه پراکندگیست
انصتوا بپذیر تا بر جان تو
آید از جانان جزای انصتوا
حذر کن ز نادان ده مرده گوی
چو دانا یکی گوی و پرورده گوی
..............
خاموش که خاموشی فخری من و فخری تو
در گفتن و بیصبری عاری من و عاری تو
مولوی ، دیوان شمش
خاموش که خاموشی ، بهتر ز عسل نوشی
درسوز عبارت را بگذار اشارت را
مولوی ، دیوان شمش
لب فروبند که خاموشی به!
دل تهی کن که فراموشی به!
تا نپیوستم به خاموشی نیاسودم چو شمع
پاس صحبت داشتن آسایش از من برده بود
زیر دامان خموشی رفتم ، آسودم چو شمع
صائب ، گزیده اشعار
منبع : http://rira.ir/rira/php/?page=view&mod=classicpoems&obj=poem&id=2791
در جهان بهتر از خموشی نیست