میراث گرانبها؛ سعادت جاودانه
میراث گرانبها؛ سعادت جاودانه
نویسنده :
علی مهدوی
منبع: /
روزنامه / رسالت ۱۳۹۱/۱/۲۶
http://www.bashgah.net/fa/content/show/96282
آفرینش انسان برای رسیدن به کمالات نهایی و رسیدن به جایگاه ابدی است و راهیابی به آن جایگاه منوط به رعایت چهار شرط است، که در حدیث معراج از آنها یاد شده و با به کار بستن آنها، خداوند خود ورود به بهشت را ضمانت کرده است. دو شرط از این شروط چهارگانه مربوط به اعضا و جوارح ظاهری (مربوط به زبان و شکم) است و دو شرط دیگر مربوط به امور قلبی و باطنی است.
در حدیث معراج خداوند متعال خطاب به رسول خدا (ص)میفرماید: «یا احمد و عزتی و جلالی ما من عبد ضمن لی باربع خصال الا ادخلته الجنه ...؛ یا احمد به عزّت و جلالم سوگند، هر بندهای که چهار خصلت را در خود پدید آورد، او را وارد بهشت میسازم و آن چهار خصلت عبارتند از: 1- «یطوی لسانه فلا یفتحح الا بما یعنیه»؛ زبان خود را از بیان آنچه که برای او لازم و مفید نیست حفظ نماید. 2- «یحفظ قلبه من الوسواس»؛ دل خود را از وسوسه نگاه داشته و اجازه ورود وسوسههای شیطانی را به قلب خویش ندهد. 3- «یحفظ علمی و نظری الیه»؛ متوجه باشد که من ناظر و مراقب بر همه اعمال و کارهای او میباشم. 4- «تکون قره عینیه الجوع»؛ گرسنگی را موجب چشم روشنی خود بداند.
آنگاه خدای متعال خطاب به حبیب خود میفرماید: ای احمد:ای کاش میدانستی که گرسنگی و سکوت چقدر شیریناند و آثار این دو چقدر زیاد است. حضرت رسول(ص) عرض میکند: پروردگارا، میراث و اثر گرسنگی و سکوت چیست؟(1) خداوند در پاسخ مواردی را بیان میکنند که در ادامه به شرح و توضیح آن میپردازیم.
در توضیح حدیث فوق باید گفت: اصولا حفظ زبان از پرگویی و حفظ شکم از پرخوری، یکی از راه های مبارزه با شیطان است. گرچه دام های شیطان منحصر به زبان و شکم نیست، ولی این دو قوی ترین ابزار و ادوات شیطان در مسیر انحراف آدمی است، زیرا اگر کسی بتواند شکم را کنترل کند، شهوت را نیز میتواند تحت کنترل در آورد و اگر کسی توانست زبان خود را حفظ کند، نگاه داشتن چشم و گوش نیز میسور خواهد بود.
بزرگ ترین عامل سلب آگاهی، شعور و درک، و سلب حضور قلب از انسان، همانا پربودن شکم است. انسان با شکم پر نمیتواند فکر کند و موفق به مطالعه، حضور قلب در نماز و بسیاری از امور دیگر نمیشود. این مسئله به تجربه ثابت شده است و لذا معروف است که «عباده الشبعان کتملق السکران»(2) کسی که با شکم پُر به عبادت میپردازد، نظیر انسان مستی است که به تملّق دیگران پرداخته است. کسی که مست است شعوری ندارد، لذا تملّق گفتن او ارزش و اعتباری ندارد، پس خضوع و نیایش انسان سیر که با شکم پر به عبادت میپردازد، از هیچ ارزش و اعتباری برخوردار نیست.
هنگام پر بودن شکم، درک و آگاهی که از خصایص انسان است، از او سلب میگردد، دقیقاً مانند پرندهای که وزنه سنگینی به پای او بستهاند و هر چه این وزنه سنگینتر باشد، پرواز او را مشکلتر میسازد. پس پربودن شکم به منزله وزنه سنگینی است که به پای مرغ روح آدمی بسته شده است و مانع پرواز او میگردد و به عکس، موجب فرو رفتن در طبیعت و از بین رفتن نورانیّت و لطافت روح انسانی است و نمیگذارد کمالات روحی ظاهر گردند.
ستایش گرسنگی در روایات به معنای مطلوب بودن تحمل رنج گرسنگی بهطور مطلق نیست، بلکه مراد توجه دادن انسانها به موانع پرواز روح آدمی و آنچه مزاحم فعالیت های روحی است؛ چه در جنبه های حضوری، یعنی توجهات قلبی و چه در جنبههای حصولی، یعنی فکر کردن واندیشیدن.
بنابراین انسان نه آن قدر گرسنگی بکشد که از رنج آن نتواند کار کند و نه آن قدر پرخوری کند که مانع فعالیتهای او گردد و به تعبیر حضرت علاّمه طباطبایی(ره) منظور از جوع در این گونه روایات، سبک بودن شکم ـ در مقابل پرخوری ـ است نه اینکه مقصود گرسنگی باشد. خوردن غذاهای مطبوع نه تنها مضرّ نیست، بلکه برای سلامتی بدن مفید و لازم است؛ ولی رعایت اعتدال نیز لازم است.
آثار مثبت گرسنگی و سکوت
الف: اوّلین اثر و میراث گرانبهای گرسنگی و سکوت حکمت است؛ یعنی راه یابی انسان به حقایق و واقعیّتهای نایافته و درک واضح و آشکار آنها. انسان با تجربههای محدود خویش نیز میتواند درک کند که چقدر این دو امر در فراگیری حقایق مؤثّر میباشند، چنانکه در اواخر ماه رمضان، انسان احساس میکند روح او آماده پرواز است و طراوت و شادابی و لذّتهای معنوی همه وجود او را فراگرفته است. بنابراین به بدن به قدری باید رسیدگی نمود که در خدمت پرواز روح باشد، نه اینکه مانع و مزاحم طیران و عروج روح و توجّه آن به معنویّات و عالم ملکوت گردد. عقل آدمی که از قوای روحی وی به شمار میآید، با سبک بودن شکم میتواند فعالیّت کرده و به درک حقایق نایل شود.
ب: دومین اثر ارزشمند گرسنگی و سکوت، حفظ قلب از وسوسه های شیطانی است. مؤمنان روزه دار به تجربه دریافتهاند که به جمع حواس و حفظ قلب موفّقترند و افرادی که خویشتن را به پرخوری عادت دادهاند نیز بهخوبی میدانند، کمتر میتوانند عنان قلب را در دست خویش گرفته و از پراکندگی حواس و افکار و خیالات واهی محفوظ بمانند.
ج: سومین اثر گرسنگی و سکوت، تقرب به خداست. تقرب به خدا، کمال واقعی و بزرگ ترین هدف و آرمان مؤمنان و پارسایان است. برای رسیدن به این هدف متعالی و مهم، باید دل از هواهای نفسانی و گرایش های پوچ مادی و دنیوی پاک گردد و این میسور نیست، جز با تقویت اراده و رشد قدرت تصمیم گیری در جهت
شکلگیری هویت الهی و معنوی انسان. در این راستا شکی نیست که روزه، نقش مهم و ارزندهای در تقویت اراده و جهت دهی آن به سمت تقرب به خدا دارد.
د: چهارمین اثر دو امر یاد شده، اندوه دائم میباشد. در روایات فراوانی از حزن و نیز افراد محزون تعریف و تمجید شده است و این سخن بدان معنا نیست که انسان پیوسته عبوس و خشن باشد، بلکه منظور تحصیل حالتی است در برابر سرمستی و نشاط و شادی بیمورد و بیحد که از صفات منحطِّ حیوانی است. فرد ساکت و گرسنه هرگز شادیهای کاذب، و تفریحهای حاکی از بیخبری و خندههای مستانه ندارد و رفتار او با متانت و آرامش همراه است. البته ممکن است حزن در امور مادّی و عقب ماندن از دنیاداران، در مسابقه ثروت اندوزی، رخ دهد که به هیچ وجه ممدوح نیست، بلکه حُزنی که در برابر شادی بیحد و مستی غافلانه قرارگیرد، شایسته مدح و ستایش است. اینکه انذار و ترسانیدن مردم، یکی از مهم ترین وظایف رسولان الهی به شمار آمده، بدین جهت است که آدمیان از عمر خویش استفاده شایسته برند و اعمال و رفتار خویش را کنترل کنند و از امکانات و نیروهای خدادادی به نحو مطلوب بهره گیرند. مؤمن از اینکه مقداری از عمرش صرف امور ارزشمند و لازم نگردیده و یا لااقل در مباحات مصروف شده محزون است؛ زیرا از سرمایهاش کاسته شده و سودی در این تجارت نصیبش نگشته است.
هـ : اثر دیگر گرسنگی و سکوت، سبکباری است؛ یعنی هر قدر آدمی به مردم احتیاج کمتری داشته باشد آزادتر است، ولی کسی که شکمبارگی را پیشه کند ـ بدان جهت که پیوسته در اندیشه طعام مطلوبتر و لذّت بیشتری است ـ از حرّیت و آزادی محروم است و به مانند چهار پایان، همواره به فکر آخور خویش و به تعبیر امیرالمؤمنین(ع) همّ او علف اوست؛ در نتیجه با مشکلات فراوانی مواجه خواهد شد، از جمله کسب درآمد بیشتر برای تهیه سفره های رنگین و غذاهای لذیذ و احیاناً دست یازیدن به کارهای نامشروع، برای تأمین مقاصد خود.
و. دفاع از حقّ و حقیقت، از دیگر آثار سکوت و گرسنگی است. کسی که زندگی معمولی و بی آلایش و بدون تشریفات دارد، زبانش نیز باز است و قادر است در همه جا از حق دفاع کند، برخلاف شکمبارهای که قدرت دفاع از حقّ را ندارد و همواره به رعایت و ملاحظه دیگران میپردازد، تا مبادا به منابع درآمد او ضربهای وارد آید. فرد سبکبار و «خفیف المؤنة» پروایی ندارد که از حقگویی او دیگران برنجند و یا به زندگیش آسیبی وارد سازند، زیرا او با امکانات اندک زندگی خویش را سپری کرده و همه جا مردانه، در برابر کژیها و بیعدالتیها، از حقّ دفاع میکند. انسان سبکبار و «خفیف المؤنة» میکوشد تا آبرومند زندگی کند؛ ولی شکمباره میکوشد تا همیشه خوش زندگی کند و بین این دو تفاوت زیادی است.
ز: با توجه به مطالب گذشته، اثر سودمند دیگر گرسنگی و سکوت به روشنی آشکار میگردد و آن اینکه مؤمن پرهیزگار هیچگاه به این فکر نیست که روزگارش چگونه میگذرد: به سختی یا به آسانی؟ زیرا به تقدیر و قضای الهی رضا داده و در دنیا به قناعت و کم خرجی روی میآورد و به جمع آوری ثروت و مال همّت نمیگمارد، تا به گرفتاری و بیماری های روانیای که دنیاداران بدان مبتلا هستند، مبتلا گردد(3).
آنچه که دوست دارم و الان بهش تعلق خاطر دارم ، را در اینجا می نویسم.