برکات حفظ اسرار در صندوق سینه - استاد طاهرزاده

روايت داريم خدا دوست دارد بنده‌اش فقرش را به ديگري نگويد، اين‌جا هم از جمله‌ي «وَ المَرءُ أحْفَظُ لِسِرِّه»؛ بنده اين‌طور مي‌فهمم كه شايسته است انسان تا آن‌جا که ممکن است مسائلش را پيش خود نگهدارد، چرا كه هيچ كس به اندازه خود انسان سِرّ نگهدار خودش نيست، ولذا در واقع مي‌خواهند نمونه‌اي از عفت را به ما متذکر شوند که خود را نگهباني كن. به واقع اين توصيه عميقي است و بايد سعي كنيم آن را مبناي شخصيت خود قرار دهيم تا رازهاي بزرگي برايمان روشن شود، همان چيزي که در حديث مذکور بدان اشاره فرمودند که «او مردم را شناسد و مردم او را نشناسند. اينان چراغ‌هاي هدايت‌اند که هر فتنه‌ی تاريکي به برکت آن‌ها زايل شود».

حرف اين است که اسرار خود را نزد خود نگه داريم اگر هم در حدّ مشاوره بخواهيم احوالاتمان را با کسي در ميان بگذاريم حدّ و مرز آن معلوم باشد. اگر انسان بتواند اسرار خود را پيش خود نگهدارد برکات زيادي برايش پيش مي‌آيد. يکي از برکات آن اين است که قدرت تحليلِ اسرار درونتان را پيدا مي‌كنيد. اگر شما در درونتان مسئله‌اي داريد درست است اگر زود آن را به بقيه ارائه داديد راحت مي‌شويد ولي متوجه باشيد در اين صورت ديگر بر روي آن متمركز نمي‌شويد و آن را تجزيه و تحليل نمي‌كنيد تا لايه‌هاي پنهان خود را به شما بنماياند، در حالي‌که اگر آن را سبك سنگين ‌كنيد كم‌كم معني حقيقي آن برايتان آشکار مي‌شود كه اي دل غافل، اين مسئله چه چيزهايي مي‌خواست در جان ما بنماياند و من نمي‌دانستم. مثل اين است كه براي شما مهمان بيايد و شما آن مهمان را براي همسايه بفرستيد و فكر كنيد خوب شد از دست او راحت شديد، در حالي‌که به همراه مهمان رزق خودتان هم مي‌آمد. اَسرار درون ما مهمان‌اند تا روشن شود چقدر مي‌توانيم آن‌ها را نزد خود نگه داريم. به ‌قول آن دوستمان كه مي‌گفت: «صندوقِ سينه گفته‌اند نه ميدان سينه» صندوقي هم كه در نداشته باشد كه صندوق نيست. حرف از اين ها بالاتر است، مي‌فرمايند سرّ خودت را خودت حفظ كن و تو شايسته‌تريني در اين که سرّ خود را فاش ننمايي، پس بايد مكنونات قلبي و مشكلات شخصي‌ات را پيش خود نگهداري.

منبع : فرزندم این چنین باید بود جلد 2 ص 268